یک آقا مسن با کلاه ابریشمی روی چهارپایه ای جلوی فروشگاهی در خیابان اصلی شهر نشسته است. او یک تلسکوپ دارد که روی قوزک پای زن جوانی که در فاصله کمی قرار دارد تمرکز می کند. شوهرش نگاه آقا را می گیرد...