ستوانی که عاشق زنی است به پول او خیانت می کند و او را مجبور به جعل صرافی می کند. طلبکار را می کشد و به خارج می گریزد. چند سال بعد او شغلی به عنوان یک صحنه دار پیدا می کند. تصادفاً با زن برخورد کرد.