چارلی با فروشنده همکارش رقابت می کند. او توسط پیمانکار اخراج می شود و دوباره استخدام می شود. او تقریباً همه چیز را در مغازه و خودش را از بین می برد. او به دستگیری یک سارق کمک می کند. او در حین بررسی دقیق ساعت مشتری را از بین می برد.