در فلورانس رنسانس، تیتو، جوانی که تظاهر به دانشآموزی میکند، تحسین مرد نابینایی را به خود جلب میکند که مدتهاست به دنبال کسی میگشت تا کار علمی خود را به پایان برساند. او یک دختر زیبا به نام رومولا دارد. تیتو معاشقه می کند ...