مالدون یک کارگر کانال است که پس از فرار از املاک خانوادگی خود از زندگی خود راضی است. او در یک جشن محلی عاشق زیتا، یک دختر کولی جوان می شود. با این حال، پس از مرگ برادرش، مالدون دوباره فراخوانده می شود تا مدیریت الکترونیکی را مدیریت کند...