ژان یک راننده تاکسی جوان است. آنا، همسایه دختر گل، عاشق اوست. اما او همچنان به پولا فکر می کند که همین حالا او را ترک کرده است. ژان از او می خواهد به بال. بسیاری از اتفاقات (بازگشت پولا، دو شرور...) این اریسی را آشفته خواهد کرد...