دو جادوگر بیکار به جری عاشق کمک می کنند تا اسپانکی کوچک را به فرزندی قبول کند. وقتی جری آرایش میکند و فرار میکند، این دو نفر به دلپسند گیر میکنند. سپس اسپانکی ثروتی را به ارث میبرد، بنابراین همه به کنتاکی میروند و بین دو دعوا گیر میافتند...