
پلوتون یک بچه گربه را از پنجره تعقیب می کند و درست به دامان میکی می رود. میکی او را سرزنش می کند و می رود تا بچه گربه را بشوید. پلوتون در مقابل آتش به خواب می رود و رویای جهنمی را می بیند که توسط گربه ها اداره می شود و در آنجا برای تمام مدت محاکمه می شود...