والدمار، کارگر فانفر، نمیداند که او پسر نامشروع زمیندار ثروتمند سرهنگ فون برید است. سرهنگ می داند و والدمار را به عنوان استاد ثابت خود به کار می گیرد. سرهنگ یک بند جوان و زیبا به نام ایوا دارد، اما آیا او یک بند جوان و زیبا دارد...