خوک پورکی در حال رفتن به فروشگاه است تا برای مادرش مواد غذایی تهیه کند، وقتی از کنار تابلویی میگذرد که میگوید سینمای محلی روز «بچهها رایگان هستند». پورکی هیجان زده با عجله وارد می شود و مجموعه ای از اسپو را می بیند...