جیکوب کاتن یک بانکدار ثروتمند است که به سرعت به تولد 60 سالگی خود نزدیک می شود. او نگران است که هیچ یک از پسرانش مایل یا قادر به مدیریت بانک نیستند. یکی یک انگل خراب است که قادر به انجام یک روز کار صادقانه نیست. دیگری...