
دونالد در حال آماده کردن یک پیک نیک کوچک است که می بیند چند مورچه در حال عبور هستند. او تصمیم می گیرد یکی را اذیت کند، در نهایت با انباشتن مقدار زیادی غذا روی آن. مورچه در نهایت لغزش می کند، اما متوجه می شود که دونالد در یک معدن طلای واقعی نشسته است. او را...