برادر و خواهر نابالغی که توسط پدرشان رها شده اند تا توسط یک عمه روسپی بدسرپرست نگهداری شوند، با کمک یک فلج دوستانه در اردوگاه مهاجران هندی از زندگی خود نجات می یابند و یاد می گیرند به جای گدایی کفش ها را بدرخشند.