این داستان در وایومینگ در حدود سال 1900 اتفاق میافتد، این داستان در مورد کن مک لافلین جوان و اسبش فلیکا بود. کن با پدر و مادرش راب و نل و گاس در مزرعهداری زندگی میکردند و ماجراجوییهای زیادی داشتند.