یک پارتیزان مخفیانه به شهر می آید تا بفهمد چه اتفاقی برای پسر کوچکش افتاده است که به سختی او را به یاد می آورد. او وقتی متوجه میشود که پسرش در یتیمخانهای همکار بزرگ شده، به گونهای تربیت شده که از کمونیستها متنفر است، وحشت میکند.