
باگز که از خماری خرگوش رنج می برد، به طور تصادفی از روی یک کشتی موشکی که مستقیماً بالای سوراخ او پارک شده بود، می رود. او را به خانه ماروین مریخی برده اند، جایی که او مواد منفجره ای را می دزدد که ماروین قصد داشت از آن برای منفجر کردن زمین استفاده کند.