Marv به پول نیاز دارد. پدر بیکار او به قدری فقیر است که مرو را مجبور می کند نیمی از شش دلار آخرش را رها کند تا هر دو بتوانند به قرارهای سه دلاری بروند. او پس از اینکه گرفتار نوشتن یک مقاله ترم برای بتی شد، بورس تحصیلی خود را از دست داد.