پیرمردی تمام زنانی را که در جوانی ملاقات کرده به یاد می آورد. پیرزنی از آنها می خواهد که با هم خودکشی کنند اما نظرش تغییر می کند. شهر کوچک دکتری دارد که همسرش نمی تواند پیرمرد را فراموش کند و گارسونی که به او خدمت می کند...