جواهری گرانبها که در اصل از زیارتگاه هندوها غارت شده بود، در تولد 18 سالگی راشل وریندر به او هدیه داده شد. جواهر ناپدید می شود و سوء ظن بر خانواده می افتد و تهدید می کند که شخص نزدیک به قلب راشل را نابود خواهد کرد.