در روز عروسی او، دکوراتور عجیب و غریب مغازه 40 ساله، Zsolt Mohai به دیدن آنا پردی می رود و از او می خواهد که ازدواج خود را با Klra Horvth لغو کند. درام و اعداد موزیکال دنبال می شوند و در مورد عاشقانه، وفاداری، جاه طلبی بحث می کنند.