وقتی زنی غریبه بچه اش را در خانه مارلو به دنیا می آورد، سپس ناپدید می شود، کیت مارلو مجبور می شود بچه، بانی را نگه دارد. او بچه را دوست دارد، اما وقتی بچه های خودش به طور سیستماتیک کشته می شوند، سوء ظن به بانی تبدیل می شود.