
ساندرو یک رومی در ونیز در طول کارناوال است. وقتی وارد میانسالی میشود، با همسرش که شانزده سال است بیشتر بحث میکند تا اینکه آنها بخندند یا عشق بورزند. او به اندازه کافی حال و هوای او را دارد، بنابراین آنها از هم جدا می شوند تا او بتواند شرایط خود را مرتب کند ...