فردریک (هوپرت) مزرعه پرورش ماهی قزل آلای شهر کوچک خانواده اش را ترک می کند تا سفری را آغاز کند که او را به ژاپن و در آغوش مردی می برد. عصبانیت های مربوط به اعمال و وضعیت فعلی احساسات او شروع به پر کردن ذهن او می کند.