Weslake که به فکر پیشخوان در یک مغازه گروفروشی بیحساب است، به طرحی میافتد که توسط برخی از مشتریان ناراضی ناراضی برای سرقت از آن مکان انجام شده است. با این حال، به جای سوت زدن، او خود را به عنوان مغز متفکر دزدی تلقین می کند.