
بوداپست، در دهه 1980. گزا و خانوادهاش در منطقهای مسطح بلوک زندگی میکنند. یک روز صبح Gza با یک خانم جوان در آسانسور ملاقات می کند. این لحظه زندگی او را تغییر می دهد. در همان روز او کار کارخانه اش را رها می کند و تصمیم می گیرد کار خود را شروع کند...