والدین داریل او را به شهر بزرگ می فرستند تا با برادرش زندگی کند، به این امید که او در آنجا زندگی بهتری داشته باشد. پس از اختلاط چمدان در فرودگاه، داریل خود را در اختیار یک انبار مواد مخدر می بیند که یک فروشنده مواد مخدر می خواهد آن را پس دهد.