در سال 1857، یک آسیابان بیکار خانواده خود را به اقامتگاه های بدی منتقل می کند. همسرش لباسشویی می گیرد. در فوریه سال 1858، در غار ماسابیل، دختر 14 ساله مبتلا به آسم و بی سواد آنها، برنادت، نوری را می بیند که بعداً از بین می رود...