جک برسلین یک کارآگاه پلیس تا حدودی بدجنس بود که (به طور غیر رسمی) با یک بیگانه زیبا با قدرت ها و توانایی های عجیبی به نام تارا جفت شده بود. تارا که خود را پسر عموی خود نشان می داد و اصل خود را مخفی نگه می داشت، به جک کمک کرد تا مشکلی را حل کند...