
دو دوست صمیمی، دار و تاک، شهر در حال مرگ خود را که معدن زغال سنگ است، ترک می کنند و تنها یک هدف در سر دارند - رسیدن به کالیفرنیای آفتابی و ارتباط با تعدادی از بچه های ساحلی. در جاده، آنها با آنی یاغی دیوانه اسلحه آشنا می شوند و او مسئولیت را بر عهده می گیرد.