بازرس ورما لالچند را دستگیر می کند. هاوالدار باگوان سینگ می میرد و پسر آجی را تحت مراقبت ورما می گذارد. سالها بعد، آجی بازرس است و ورما یک کمیسر. آنها لالچند را تعقیب می کنند که قصد دارد به هند آسیب برساند.