فرانی یک خیاط شاد و برونگرا است که با همسر قدیمیاش جوزف و رئیس خود، آرماندو سر و کار دارد. دختر اولیویا در مردان نیز همین انتخاب را دارد. فرنی توسط دوست ویویان و مادرشوهر روزا حمایت می شود.