
هیچکس نمیتواند حوصلهاش را بیشتر از زک، بچه جدید شهر که هیچ دوستی در آن دیده نمیشود، سر برود. زمانی که گروهی از کوبندههای اسکیتبردی شروع به گشت و گذار در محله او میکنند، زک امیدوار است شانس او تغییر کند. اما آنها نمی خواهند با او کاری داشته باشند ...