
ریچی هانتر یک آمریکایی است که در استانبول زندگی می کند. او با غریبه ای به نام هالدون ملاقات می کند که یادداشتی با راهنمایی به او می دهد. اینها او را به دیدار یک اشراف زاده به نام لامیا می برد که در یک قصر کوچک در تنگه بسفر زندگی می کند و ریچی می یابد ...