
در نوجوانی به فیث گفته شد که سرنوشت او مردی به نام دیمون بردلی است. سالها بعد، زمانی که او میخواهد با شخص دیگری ازدواج کند، یک دیمون برادلی با آنها تماس میگیرد و برای آنها آرزوی موفقیت میکند و فیث عروسی خود را به باد میدهد تا به دنبال دیمون به ایتالیا برود.