اسکار بونستتر به یک زندانی در حال مرگ می گوید که از نگهبان سادیستی که او را کشته است انتقام خواهد گرفت. در ازای آن، به اسکار از مقداری پول می گویند. اسکار در نهایت از زندان آزاد می شود اما وقتی برای انتقام می رود، او ...