پابلو از همه چیز متنفر است. وقتی لوسیا وارد زندگی او می شود، فکر می کند او همان زنی است که رویای اوست و راه حل همه مشکلاتش را می بیند. اما لوسیا، که بیشتر دستکاری می کند، همان چیزی است که پابلو را منفجر می کند. هیچ کس باور نمی کند ...