ویگالد پسر میلیونر از همه زنان متنفر است. مادر سرد عاطفی او در این امر مقصر است، و اگرچه او فرزندان خود را از نظر مادی خراب کرد، اما هرگز واقعاً او را دوست نداشت. او از دوست و روانپزشکش آرامش و نصیحت می یابد...