یک نوجوان یتیم تابستان را در جزیره من با پدربزرگ بیگانه می گذراند. با وجود دوست داشتن سگ ها، آنها می خواهند تابستان به پایان برسد. پسر با دختر همسایه دوست می شود، اما پدرش با پدربزرگ سابقه دارد. محلی ها مظنون هستند که سگ همسایه گوسفند را می کشد...