راجو پاردسی در روستایی با نامادری بیرحمش زندگی ضعیفی دارد و تصمیم میگیرد برای بهبود زندگی خود به بمبئی نقل مکان کند. به محض ورود، او توسط دوستش، هپی سینگ، پذیرایی می شود، که برای اقامت او با استرن آماده می شود...