شکارچی مغرور و مصمم به راه افتاد و روستای ویران شده توسط خشکسالی وحشتناک را پشت سر گذاشت. همه اهالی روستا بیرون آمدند تا برایش آرزوی سلامتی کنند و هر کس هر چه می توانست داد: یک تخم مرغ، یک مشت بادام زمینی یا چند عدد آجیل کولا...