مکس، کارمند بانک، به دختر زیبایش مقداری پول می دهد تا کفش بخرد. او در مغازه با یک دانشجوی خوش تیپ آشنا می شود که سوراخ هایی در جوراب هایش دارد. هنگامی که او با عصبانیت مغازه را ترک می کند، پس از پیدا کردن سوراخی در جوراب خود، او ...