مارتا و جد ریچاردز در سال 1862 در اورگان زندگی می کنند. آنها و دو دخترشان برای ایجاد زندگی جدیدی به آنجا نقل مکان کردند، اما دختران در طول راه بر اثر وبا جان باختند. این امر مارتا را به یک ویرانی عاطفی تبدیل کرده است و او قادر به ادامه مسیر نیست...