
عمو جورج به جانی کوچولو، برادرزادهاش، نشان میدهد، یک جفت دستکش بوکس که او ادعا میکند به او این امکان را میدهد، زمانی که سرایدار یک سالن تمرین بود، قهرمان مسابقههای قلدری را مورد ضرب و شتم قرار دهد. جانی کوچولو داستان را مسخره می کند تا اینکه ...