یک روز صبح در راه مدرسه، Cestmr Trnka بر روی سنگ آبی سقوط کرد و ناگهان خود را در سیاره گلها دید. او چیزهای باورنکردنی را در آنجا تجربه کرد و دانه هایی را به ارمغان آورد که از آنها گل هایی را پرورش داد که رایحه آنها ...