در لیوبلیانا یک راننده اتوبوس استبه زندگی می کند. او یک بیوه است. او با پنج پسر و یک خدمتکار رزی زندگی می کند. پسرها خیلی شیطون هستند و مدام روزی و در واقع همه محله را آزار می دهند. روزی روزی در ناامیدی اعلام می کند که ترک کرده است...