از آنجایی که یومورچاک در دنیای فانتزی زندگی می کند، هیچ کس حرف او را باور نمی کند. وقتی یک روز همسایهشان کنان و همسرشان کسی را میکشند، همان اتفاق میافتد. او در مورد قتل صحبت می کند اما هیچ کس او را باور نمی کند. کنان از یومو آگاه است...