آدام داستان پسر عموی بزرگتری را برایمان تعریف میکند که فلج مغزی داشت. آدام برای بازی کردن می رفت و آنها لباس ابرقهرمانان می پوشیدند، از سوله می پریدند و با یک چرخ دستی خرید قدیمی در خیابان می دویدند. آدام در مورد پسر عمویش توضیح می دهد...