مارا لپز بی گناه شهر خود را ترک می کند و به دنبال آینده اقتصادی بهتری در مکزیکو سیتی است. او به عنوان خدمتکار در خانه یک خانواده ثروتمند شغلی پیدا می کند. مارا عاشق می شود و پسر کارفرمایش را رها می کند و او باردارش را رها می کند...