در یک مکان عمومی در قسطنطنیه در گوشه بازار، جلاد روی سنگی نشسته است و در حالی که یک قشر نان می خورد از کار روزانه خود استراحت می کند. ناگهان تعداد زیادی ترکی وارد محل می شود ...