راتان کومار با همسرش پوشپا و پسرش ساندر در طبقه متوسط زندگی می کند. وقتی از او می خواهند که برای بلرام سینگ جنایت کند، او این کار را انجام می دهد، اما تصمیم می گیرد یک چمدان پر از الماس برای خودش نگه دارد. بالرام خشمگین غروب می کند...